الشيخ محمد الصادقي الطهراني

103

ستارگان از ديدگاه قرآن (فارسى)

و قوتهاى زمين است ، و در نتيجه : آنچه در دوران نخست پديد شده غير چيزيست كه در چهار دوران بعدى بوجود آمده ، و روى اين اصل صحيح نيست كه با توجيه گذشته « فى اربعة ايام » را بمعنى تتمه چهار دوران پنداريم . اشكال : از دو ايراد فوق نتيجه مىشود كه : احتمال جاى دادن دو روز در چهار روز بر خلاف ظاهر است ، خصوصا در صورت اختلاف رشتهء عمل ، چنان كه در آيهء فوق اين گونه است ، ولى با وجود هفت آيه قرآنى كه صريحا دورانهاى آفرينش را روى هم‌رفته شش زمان دانسته ، در اين زمينه چاره‌اى بجز اين گونه توجيه نداريم كه در نتيجه چهار زمان از شش زمان در انحصار آفرينش زمين ، و دو زمان ديگر ويژهء خلقت آسمانها است . جواب : أولا اين سخن كه در بعضى از آيات قرآنى خلاف ظاهر مراد باشد ، سخنى موهون و غير قابل‌قبول است ، زيرا يكى از امتيازات قرآن بيان روشن و فصيح آنست كه تمامى سخنوران و فصحاى بشر را به زانو درآورده ، و روى اين اصل چگونه توان پذيرفت اين كتاب عربى مبين در اين‌گونه مطالب ساده ، احيانا متوسل بعبارات و جملات مبهم و نامعلوم شود ، بلى جاى انكار نيست كه در بعضى آيات نخست يك معنى به نظر ميرسد ، كه پس از دقت و سنجش با ساير آياتيكه در آن زمينه است معنى ديگر مينمايد ، و اين گونه ظهور را در اصطلاح ظهور بدوى ( ناپايدار ) مىنامند ولى سخن ما در ظهور پايدار است ، كه حتى با نص قطعى مقابله و تضاد ميورزد ، و اتفاقا آيهء فوق نيز از اين قبيل است ، كه هشت يوم آن با شش يوم كه در هفت جاى قرآن بعنوان ايام آفرينش زمين و آسمان معرفى شده است منافات روشن دارد .